هنوز دوستت دارم؟ نمی دانم...شاید..
ولی بخششم از سر عشق نبود
بخاطر خودم بخشیدمت
می خواهم صاف بمانم هر چند تو صافی ام را ندیدی
می خواهمصادق بمانم هر چند صداقتم را نفهمیدی
می خواهم خوب بمانم هرچند خوبی هایم ر ا ارج ننهادی
بخشیدمت چون می خواهم خدا دوستم داشته با شد هر چند تودوستم نداری....
.....................................................................................................................
آنها که از دور نگاه میکنند می گویند:" تو چه کم داری؟ هیچ" و من باران
اشکهایم را در ابرچشمانم پنهان میکنم
و با لبخند پوچی به نشانه تایید سر تکان می دهم ....
اما خودم میدانم که هر گاه درون خود را میکاوم به یک غم بزرگ میرسم...
و آن غم نبودن توست !!! من در کنار همه تو را کم دارم .
ای سپیدی بی انتهای محبت!!!
....................................................................................................................
کاش می دانستم اولین کسی که بعد از مرگم برایم اشک می ریزد
و آخرین کسی که فراموشم می کند کیست...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
..................................................................................................................
امشب همه چیز رو به راه است
همه چیز آرام است.....آرام آرام
باورت می شود
دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یک آرامبخش "
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !
یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !
تو نگرانم نشو !!
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی !
یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و بی یاد تو !
یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن
و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !
یاد گرفته ام که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !
تو نگرانم نشو !
همه چیز را یاد گرفته ام !
یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!
یاد گرفته ام
اما یک چیز را هرگز یاد نخواهم گرفت
"فراموش کردنت را هرگز یاد نخواهم گرفت"
...............................